دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386

یا ...

سلام، یک سپید بخونید به اسم «لبخند»:

 

در واپسین تلاش هایم برای زندگی

و در تقلای رقت انگیزم برای تنفس

هنوز هم گه گاه لبخندی می زنم

به پهنای تمام روزهایی که در سادگی ام گذشتند

لبخندی به وسعت دردها و خاطرات کهنه ی دیروز

که تنها دارایی های امروزم هستند

آنگاه چشم فرو می بندم تا شاید بهتر ببینم

آن کودک ساده دل را در ظهری داغ

که در جستوجوی چیزی بود

افسوس که

دستانم هنوز هم خالیست...

 

خوش باشید

خدا نگهدار

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin