پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386

یا ...

سلام:

شعری بخونید از خانوم مارگوت بیکل با ترجمه‌ی احمد شاملو.

البته قبل از خوندن شعر یه قسمت از پیشگفتار ترجمه رو هم بخونید:

«ساده‌گی شگفت‌آور شعرها غالبا مانع آن بود که به صورتی قابل پذیرش به فارسی در آید.

لاجرم گفتنی است که گاه فقط اندیشه‌یی از او منتقل شده است و گاه تنها ته‌رنگی از آن در

قالبی دیگر.نام اصلی مجموعه نخستین geh deinenweg است.»

              ***

ساده است نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن که

 چگونه زیر قلتکی می رود

و گفتن که «سگ من نبود».

 

ساده است ستایش گلی

چیدنش

 و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.

ساده است بهره جویی از انسانی

دوست داشتنش بی احساس عشقی

او را به خود وا نهادن و گفتن

که دیگر نمی شناسمش.

 

ساده است لغزش های خود را شناختن

با دیگران زیستن به حساب ایشان

و گفتن که من اینچنینم.

 

ساده است که چگونه میزی

باری

 زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم.

          ***

خوش باشید

خدا نگهدار

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin