یا ...
سلام:
شعری بخونید از خانوم مارگوت بیکل با ترجمهی احمد شاملو.
البته قبل از خوندن شعر یه قسمت از پیشگفتار ترجمه رو هم بخونید:
«سادهگی شگفتآور شعرها غالبا مانع آن بود که به صورتی قابل پذیرش به فارسی در آید.
لاجرم گفتنی است که گاه فقط اندیشهیی از او منتقل شده است و گاه تنها تهرنگی از آن در
قالبی دیگر.نام اصلی مجموعه نخستین geh deinenweg است.»
***
ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که
چگونه زیر قلتکی می رود
و گفتن که «سگ من نبود».
ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وا نهادن و گفتن
که دیگر نمی شناسمش.
ساده است لغزش های خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من اینچنینم.
ساده است که چگونه میزی
باری
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم.
***
خوش باشید
خدا نگهدار


